أحمد السباعي (مترجم: رسول جعفريان)
55
تاريخ مكة (از آغاز تا پايان دولت شرفاى مكه "1344 ق")
كرد . او چندان پايگاه و جايگاهى ميان مردمش به دست آورد كه پيش از آن كسى آن موقعيت را به دست نياورده بود ؛ به طورى كه گفتهاند اگر كسى هزار شتر داشت ، چشم نرينهء آنها را كور مىكرد و عمرو بن لحى چشم بيست نرينه را كور كرد . « 1 » يعنى او بيست هزار شتر داشت . عمرو نخستين كسى بود كه از چربى و گوشت شتر براى حجاج آبگوشت درست كرده ، آنان را اطعام كرد و يك سال سه بُرد يمنى به تمامى حجاج عرب داد . سخن عمرو چندان براى مردم قابل پيروى بود كه براى آنان در حكم دين بود . او نخستين كسى بود كه رسم سائبه و حام و وصيله « 2 » را رايج كرد و بتها را در اطراف كعبه نصب كرد و هبل را از جزيره آورده ، داخل كعبه گذاشت . رسم سوگند خوردن به ازلام را همو برقرار كرد و او اولين كسى بود كه دين ابراهيم را تغيير داد . وى فراوان سفر مىكرد . و چه بسيار تحت تأثير فنيقىها ، آشورىها يا مصرىها قرار گرفته بود . اينان در همسايگى جزيرة العرب بودند و بسا بت پرستى از آنان به ميان اعراب آمده باشد . گفته شده است : عربها پيش از عمرو بن لحى متأثر از همسايگان خود بودهاند . اينها همه اقوالى است كه مىتوان در آنها اجتهاد كرد و گمانه زد . « 3 » عمرو بن لحى و فرزندش در زمان حكومتشان در مكه نه چيزى را خراب كردند و نه چيزى را ساختند تا آن كه در قرن پنجم ميلادى كار به دست قُصىّ بن كلاب افتاد .
--> ( 1 ) . شايد اين كه كسى بيست هزار شتر داشته باشد ، امر غريبى باشد ، در حالى كه در همين اواخر كه شتران اين منطقهشمارش شدند در مجموعه چيزى در اين حدود بودند ، يعنى اين اندازه شتر متعلق به شمارى از شمارى از قبايل بود نه يك نفر . ( 2 ) . بنگريد : سورهء مائده ، آيهء 102 ؛ اين رسوم مربوط به شتر و گوسفندانى است كه چند شكم ، ماده مىزايند و ديگرسوار بر آنها نمىشوند و رسوم خاصى در باره آنان دارند . در اين باره در آثار فقهى توضيحاتى آمده است . از جمله در تعريف آنها بنگريد : المهذب البارع ، ج 3 ، ص 49 . « ج » ( 3 ) . برخى با توجه به روايت منسوب به كلبى در اين باره مبالغه مىكنند و مىگويند : بت پرستى از زمان جرهم باب شد ، دليلش هم آن بود كه تيرههايى از جرهم مجبور بودند از مكه دور باشند و به همين جهت ، سنگهايى از كعبه را همراه خود مىبردند و در جايى كه مستقر مىشدند آن سنگ را نصب مىكردند و اطرافش طواف مىنمودند . بدين ترتيب ناخواسته و نادانسته ، بت پرستى آغاز و به مرور ايام متحول شد .